*🏳✍🏻تفسیر سوره اعراف قسمت(5️⃣2️⃣) از آیه شریفه(189تا201)*🌹✅
*📌سوره اعراف مکی است،ودارای206آیه میباشد*
*🌱✍🏻أَعُوْذُ بِاللهِ مِنَ الشَّيْطَانِ الرَّجِيْمِ*
*✒از شيطان رانده شده به الله پناه میبرم.💐*
*🌴✍ بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمٰنِ الرَّحِيمِ💧*
*↩🖊به نام الله بسیار بخشنده و بسیار مهربان ↪✅*
*📝آخرین سخن درس بیست و چهارم تا اینجا بود که بگو: جز آنچه خدا خواسته است، براي خودم اختيار سود و زياني ندارم» اين آيه تأكيدي بر آيه قبلي است كه حاكي از عدم علم پيامبر در باره موعد فرارسيدن قيامت و چند و چون آن بود. يعني: هرگاه براي خودم اختيار سود و زياني را ندارم، ديگر به طريق اولي، بر دانستن آنچه كه خداوند جلّ جلاله علم آن را ويژه خودگردانيده، نيز توانا نيستم «و اگر غيب»↙ يعني: آينده را «ميدانستم، قطعا خيربيشتري مياندوختم» پس ـ مثلا ـ خريد ميكردم؛ هنگامي كه در خريدم منفعتي ميبود و ميفروختم؛ هنگامي كه منفعتم در فروختن ميبود و در نتيجه، مالم بسيار ميشد. از سوي ديگر، در هيچ معاملهاي زيان نميكردم زيرا فقط بهسوي آن معاملهاي ميشتافتم كه سود آور است... و همينگونه در تمام امور؛ بهطوريكه ـ مثلا ـ در جنگها هميشه پيروز ميبودم «و هرگز هيچ ناگوارياي به من نميرسيد»↙ زيرا با علمي كه به غيب داشتم، خود را از هر زيان و ناخوشي و آسيبيحفظ ميكردم «من جز بيمدهنده و مژدهآور براي گروهي كه ايمان ميآورند، نيستم»↙ يعني: من مبلغي از سوي خداوند جلّ جلاله براي احكامش هستم كه مردم را بهوسيله آن بيم و بشارت ميدهم و قطعا من كسي نيستم كه غيب خداي سبحان را بداند لذا نه خبر دادن از غيب در حوزه مأموريت من است و نه علم و آگاهي بهآن، از اوصاف و خصوصيات من.🔎✅*
📚کتابخانه📚⬇
https://t.me/kittab_khanhe_gmohammade
*https://chat.whatsapp.com/BlzTErExuBB9pUfnbYJf7N*
*https://chat.whatsapp.com/KlKaObN3vfA1W4GlDHQKUO*
*https://t.me/gmohammaade*
🌹📌هُوَ الَّذِي خَلَقَكُم مِّن نَّفْسٍ وَاحِدَةٍ وَجَعَلَ مِنْهَا زَوْجَهَا لِيَسْكُنَ إِلَيْهَا فَلَمَّا تَغَشَّاهَا حَمَلَتْ حَمْلاً خَفِيفاً فَمَرَّتْ بِهِ فَلَمَّا أَثْقَلَت دَّعَوَا اللّهَ رَبَّهُمَا لَئِنْ آتَيْتَنَا صَالِحاً لَّنَكُونَنَّ مِنَ الشَّاكِرِينَ (189)
🌴✏«اوست كسي كه شما را از نفس واحدي آفريد» كه آدم علیه السلام است. به قولي: مراد از نفس واحد، جنس و شكل يگانه است، يعني: شما را از يك جنس و به يك ساختار آفريد «و همسرش» حوا «را از وي پديد آورد» و او را از يكي از دندههاي آدم آفريد «تا» آدم «بدان آرام گيرد» و انس يابد زيرا جنس با جنس خويش، انس و آرامش مييابد. البته اين رخداد در بهشت بود «پس چون آدم با او آميزشكرد» تغشاها: كنايه از جماع (مقاربت جنسي) است «باردار شد» حوا «به باري سبك» يعني: بعد از جماع، نطفه جنين در رحم حوا بسته شد و اين دوره اول بارداري (علقه) است كه زن از آن درد و مشقتي احساس نميكند «پس چندي با آن بار سبك رفت و آمد كرد» يعني: حوا چندي با آن حمل گذراند، برميخاست ومينشست و حركت ميكرد و به رتقوفتق امور خويش ميپرداخت و از آن حمل، احساس سنگيني نميكرد «و چون سنگينبار شد» به سبب بزرگشدن بچه درشكمش «هر دو» يعني: آدم و حوا «به جناب پروردگار خويش دعا كردند كه اگر به ما فرزندي شايسته عطا كني»⬇
🌼📍 يعني: فرزندي صالح كه داراي اخلاقي بههنجار و اندامهايي استوار باشد «قطعا از شكرگزاران خواهيم بود» براي تو در برابر اين نعمت و همچنان، نسلهاي برآمده از ما. به قولي: مراد از فرزند صالح، فرزند سالم و طبيعي است، نه فرزند ناقصالخلقهاي كه ايشان از تولدش بيمناك بودند.
❄✒فَلَمَّا آتَاهُمَا صَالِحاً جَعَلاَ لَهُ شُرَكَاء فِيمَا آتَاهُمَا فَتَعَالَى اللّهُ عَمَّا يُشْرِكُونَ (190)
💧✏«پس چون خداوند» دعايشان را اجابت كرد و «به ايشان فرزندي صالح عطا كرد، براي او در عطايش شريكاني مقرر كردند و خدا از آنچه با او شريك ميگردانند برتر است» سخن در اينجا از آدم و حوا به نسل پديد آمده از ايشان ـ از مرد وزن ـ حمل ميشود بنابراين، جمعي از مفسران بر آنند كه شريك آورندگان در عطاي الهي از جنس بنيآدمند، نه خود آدم و حوا. حسن بصري ميگويد: «مراد از اين مشركان، يهود و نصارياند كه حق تعالي به آنان فرزنداني سالم عطا كرد، اما آنها يهودي و نصراني شدند».
❄↙ابنكثير اين تفسير را از نيكوترين تفاسير در اين موضوع دانسته و ميگويد: «ما قاطعانه برآنيم كه آدم و حوا شرك نورزيدند و مراد آيه، برخي از نسل ايشان است».
🌻📌ولي برخي ديگر از مفسران ـ چون سيوطي و شاه وليالله دهلوي ـ بر آنند كه: مراد خود آدم و حوا هستند. تكيه اين گروه از مفسران بر حديث ضعيفي است به روايت سمره رضی الله عنه از رسول خدا صلّی الله علیه و آله و سلّم كه فرمودند: «چون حوا زايمان كرد، ابليس نزد وي آمد و به وي گفت: فرزندت را عبدالحارث نام كن، كه اگر چنين كني، زنده ميماند ـ و قبلا چنان بود كه فرزندان وي ميمردند ـ پس اين از القاآت شيطان بود». به تأييد اين روايت، روايات اسرائيلي بسياري كه هيچ پايه و اساسيندارند، نقل شده است كه نميتوان برآنها استناد كرد. آري! شرك و امثال آن، از اعمال لايق شأن انبيا علیهم السلام نيست ـ چنانكه از آيه بعدي كه به صيغه جمع آمده است، نيز پيداست:
❄↩أَيُشْرِكُونَ مَا لاَ يَخْلُقُ شَيْئاً وَهُمْ يُخْلَقُونَ (191) وَلاَ يَسْتَطِيعُونَ لَهُمْ نَصْراً وَلاَ أَنفُسَهُمْ يَنصُرُونَ (192)
💧✏«آيا موجوداتي را با او شريك ميگردانند كه چيزي را نميآفرينند» يعني: آيا مشركان پديدآمده از نسل آدم و حوا، بتان را در امر پرستش شركاي خداي سبحان قرار ميدهند، با آنكه ميدانند كه آنها چيزي از مخلوقات را نيافريدهاند تا سزاوار آن باشند كه مورد پرستش قرارگيرند «و خودشان مخلوقند؟» يعني: اين بتان، يا شياطين، يا ديگر چيزهايي كه مشركان آنها را شريك خداي سبحان قرار ميدهند؛ خود مخلوق و آفريده پروردگار لاشريك هستند «و نميتوانند يارياي به آنان برسانند» اگر مشركان از آنها ياري بجويند «و نه ميتوانند خود را ياري دهند» اگر كسي آنها را درهم بشكند و نابود كند. پس هر كس از ياري دادن بهخود عاجز باشد، مسلما از ياري دادن ديگران عاجزتر است.
🌻📌وَإِن تَدْعُوهُمْ إِلَى الْهُدَى لاَ يَتَّبِعُوكُمْ سَوَاء عَلَيْكُمْ أَدَعَوْتُمُوهُمْ أَمْ أَنتُمْ صَامِتُونَ (193)
🌿↩«و اگر بتان را به راه هدايت فراخوانيد، از شما پيروي نميكنند» و شما را در اين دعوت اجابت نميكنند «چه آنها را بخوانيد، يا خاموش بمانيد، براي شما يكسان است» حال آنها در هنگام خواندن و عدم خواندن شما يكسان است زيرا آنها چيزي بيش از سنگهاي تراشيده و جامد نيستند.
🌼✒إِنَّ الَّذِينَ تَدْعُونَ مِن دُونِ اللّهِ عِبَادٌ أَمْثَالُكُمْ فَادْعُوهُمْ فَلْيَسْتَجِيبُواْ لَكُمْ إِن كُنتُمْ صَادِقِينَ (194)
🌼📍«در حقيقت، كساني را كه بهجاي الله ميخوانيد، بندگاني امثال شما هستند» حتيشما از آنها كاملتريد زيرا شما زندگاني هستيد كه سخن ميگوييد، راه ميرويد، ميشنويد و ميبينيد، درحاليكه بتان اينگونه نيستند ولي همانندي آنها با شما دراين است كه آنها نيز مانند شما مملوك خداي يگانه و رام شده فرمان وي ميباشند «پس آنها را بخوانيد» براي جلب منفعت يا دفع زياني «اگر راست ميگوييد» دراين ادعايتان كه آنها بر رساندن نفع و ضرر قادراند «بايد شما را اجابت كنند» اگر كه زندهاند؟ خطاب از باب تعجيز و بيان ناتواني آنهاست.
🌻📌أَلَهُمْ أَرْجُلٌ يَمْشُونَ بِهَا أَمْ لَهُمْ أَيْدٍ يَبْطِشُونَ بِهَا أَمْ لَهُمْ أَعْيُنٌ يُبْصِرُونَ بِهَا أَمْ لَهُمْ آذَانٌ يَسْمَعُونَ بِهَا قُلِ ادْعُواْ شُرَكَاءكُمْ ثُمَّ كِيدُونِ فَلاَ تُنظِرُونِ (195)
🌱↙آنگاه، همانندي كامل بتان با انسانها را نفي نموده ميفرمايد: «آيا بتان پاهايي دارند كه با آن راه بروند؟» يعني: اين بتاني كه شما آنها را در پرستش، شركاي خداي سبحان قرار داهايد، چيزي از وسايل و ابزارهايي را كه شما داريد، ازجمله، ابزار راه رفتن را در اختيار ندارند «يا دستهايي دارند كه با آن كاري انجام دهند؟» يبطشون بها: به وسيله آن چيزي را بگيرند، يا به وسيله آن بزنند «يا چشمهايي دارند كه با آن ببينند، يا گوشهايي دارند كه با آن بشنوند» همانند شما؟ قطعا چنين نيست پس چگونه چيزهايي را كه اين همه ناتوان و بيآلت و ابزار و تا اين حد عاجز و بيچاره هستند، به خدايي ميخوانيد؟ بطش: گرفتن به قوت است «بگو: شريكان خود را بخوانيد» اي مشركان! «سپس در باره من حيله بهكاربريد»⬇
🌼📍 يعني: اگر شما و آنان بر چيزي از نيرنگ و توطئه عليه من توانا هستيد، به اتفاق هم؛ هر كيد و نيرنگ و بدانديشياي كه داريد، در باره من روا داريد و هيچ كوتاهي نكنيد «و مرا مهلت ندهيد» يعني: در فرود آوردن آسيب و زيان به من، هيچ تأخيري روا نداريد. بدينگونه، خداي متعال پيامبرش را مأمور مبارزهطلبي با آنان كرد تا عجز و ناتواني خدايان باطلشان را در انجام كارها، برآنان آشكار گرداند.
🌿📍ابنكثير روايت ميكند: «معاذبنعمروبنجموح و معاذبنجبل دو نوجوان بودند كه با هجرت رسول خدا صلّی الله علیه و آله و سلّم به مدينه مسلمان شدند، آن دو نوجوان غيور مسلمان، شبانگاه بر بتان مشركان هجوم برده آنها را ميشكستند و خرد و ريز نموده و از آنها براي بيوهزنان، هيزم درست ميكردند تا قومشان از اين امر عبرت بگيرند و به ماهيت بيجان و بيارزش بتان پي ببرند. از قضا كه عمروبنجموح پدرمعاذبنجبل كه رئيس قومش نيز بود، بتي داشت كه آن را ميآراست و معطر ميكرد و ميپرستيد پس آن دو شبانگاه ميآمدند و بت وي را بر سرش واژگون كرده آن را به پليديها ميآغشتند. عمروبنحجوح كه به خانه ميآمد و بت خويش را بر اين وضع ميديد، از اين وضع ناراحت شده آن را ميشست و خوشبو ميساخت و نزد آن شمشيري نهاده خطاب به آن ميگفت: از خودت دفاع كن! اما آن دو نوجوان، بازهم اين كار را با آن بت تكرار ميكردند و او نيز مجددا آن بت را ميشست و ميآراست. تا اينكه سرانجام، آنها بتش را گرفته و آن را با سگ مردهاي به هم بستند و آن دو را بر ريسمان چاهي كه در آن نزديكي بود، آويختند. چون عمرو آمد و اين منظره را ديد، تأملي كرد، آنگاه به خودآمد و متوجه شد كه دين وي، دين باطل و بيبنيادي بوده است پس گفت:
↙تالله لو كنت إلها مستدن لم تك والكلب جميعا فيقرن
↙به خدا سوگند؛ اگر تو خدايي سزاوار پرستش بودي؛
↙اينگونه با سگ مرده هم آغوش نميشدي.
↩سپس اسلام آورد و مؤمني نيكو شد و در روز احد به فيض شهادت نايل گشت ـ كه خداوند جلّ جلاله از او راضي باد!
🌹✒إِنَّ وَلِيِّيَ اللّهُ الَّذِي نَزَّلَ الْكِتَابَ وَهُوَ يَتَوَلَّى الصَّالِحِينَ (196)
🌺✏«بيترديد، كارساز من الله است، آنكه قرآن را فرو فرستاده» يعني: چگونه از بتاني كه داراي اوصاف كذايي هستند، هراسي در دل راه دهم، درحاليكه سرور و كارسازي چون خداي عزوجل دارم كه بهسوي او پناه ميبرم، از او ياري ميجويم و او مرا بر شما پيروز ميگرداند «و همو متولي صالحان است» يعني: اوست كه شايستگان را حفظ ميكند، ايشان را نصرت ميدهد و ميان آنان و ميان دشمنانشان مانع ميشود و اين از سنت وي است. صالح: هر كسي است كه عقيدهاش از خرافات و اوهام سالم و اعمالش نيكو باشد.
❄📌وَالَّذِينَ تَدْعُونَ مِن دُونِهِ لاَ يَسْتَطِيعُونَ نَصْرَكُمْ وَلا أَنفُسَهُمْ يَنْصُرُونَ (197) وَإِن تَدْعُوهُمْ إِلَى الْهُدَى لاَ يَسْمَعُواْ وَتَرَاهُمْ يَنظُرُونَ إِلَيْكَ وَهُمْ لاَ يُبْصِرُونَ (198)
🌴↙«و كساني را كه بهجاي او ميخوانيد، نميتوانند شما را ياري كنند و نه خود را ياري دهند و اگر آنها را به راه هدايت فراخوانيد، نميشنوند» زيرا آنها نه عقلي دارند و نه حياتي «و آنها را ميبيني كه بهسوي تو مينگرند در حاليكه هيچ نميبينند» مشركان، بتان را بهصورت تمثالهايي به شكل آدميان، يا حيوانات داراي دست و پا و چشم ميساختند و چشمان آنها را چنان باز به نقش و تصوير ميكشيدند كه گويي خيره به ديگران مينگرند، ليكن آن پيكرهاي بيجان، تمثالهاي جامدي بيش نبودند كه نه ميتوانستند چيزي را بگيرند، نه كاري را انجام دهند، نه راه بروند و نه چيزي را ببينند.
🌼↩خُذِ الْعَفْوَ وَأْمُرْ بِالْعُرْفِ وَأَعْرِضْ عَنِ الْجَاهِلِينَ (199)
🌺📍«عفو پيشه كن» خذالعفو: يعني آنچه را كه سهل و آسان است از اخلاق و اعمال و صدقات مردم، بگير و بپذير، بيآنكه به امري مكلفشان گرداني كه بر آنان دشوار است. سپس بعد از نزول اين آيه، مسلمانان به اجراي حدود و پرداخت زكات مكلف شدند. لذا مراد از «عفو» در اين آيه، در پيشگرفتن شيوه بخشايش و آسانگيري، نه سختگيري و فشار در رفتار و معامله با مؤمنان است.
🌼✏آري! رسول خدا صلّی الله علیه و آله و سلّم به پيروي از اين دستور، هيچگاه در ميان دو كار مخير ساخته نشدند، مگر اينكه آسانترين آن را انتخاب كردند، مشروط به اينكه آن كار آسانتر، گناه نميبود چنانكه در حديث شريف فرمودند: «آسان بگيريد وسخت نگيريد و بشارت دهيد و نفرت برنينگيزيد». «و به معروف امر كن» معروف: هر خصلت پسنديدهاي است كه عقلها آن را بپسندد و روانها بدان اطمينان يابد «و از نادانان روي بگردان» يعني: چون در دستور دادنشان به معروف، براي آنان حجت بر پا داشتي، اما آن كار معروف را انجام ندادند، در اين صورت از آنان روي بر تاب و در مقابل اين جهالتي كه از آنان سر ميزند، با آنان بگومگو و مشاجره نكن.
🌹✒بايد يادآور شد كه قواعد و اصول سهگانه مطرح شده در اين آيه، تبيين كننده اصول فضايل و مكارم اخلاقي در اموري است كه به رفتار و معامله انسان با ديگران تعلق ميگيرد. در حديث شريف آمده است كه چون اين آيه نازل شد، رسول خدا صلّی الله علیه و آله و سلّم فرمودند: «اي جبرئيل! توضيح اين آيه چيست؟ جبرئيل گفت: پروردگارت ميفرمايد: توضيح آيه اين است كه با كسي كه با تو قطع پيوند ميكند، بپيوندي و به كسي كه تو را محروم ميگرداند، بدهي و از كسي كه بر تو ستم ميكند، درگذري». جعفرصادق رضی الله عنه فرمود: «در اين آيه، خداوند متعال پيامبرش را به مكارم اخلاق دستور ميدهد و در قرآن، آيهاي جامعتر از اين آيه درباره مكارم اخلاق وجود ندارد».
💧📌وَإِمَّا يَنزَغَنَّكَ مِنَ الشَّيْطَانِ نَزْغٌ فَاسْتَعِذْ بِاللّهِ إِنَّهُ سَمِيعٌ عَلِيمٌ (200)
🌿↙از آنجا كه دستور روگرداندن از جاهلان، با دستور پناه بردن به خداوند سبحان از شر شياطين ـ براي پرهيز از مفاسد و شرارتهايشان ـ مناسبت داشت پس فرمود: «و اگر از شيطان وسوسهاي به تو رسد، به خدا پناه بر زيرا كه او شنواي داناست» يعني: به او التجا كن زيرا او اين التجاي تو را ميشنود و ميداند بنابراين، شر شيطان را از تو دفع ميكند. نزغ: وسوسه كردن به فساد است، اعراب ميگويند: نزغ بيننا: يعني در ميان ما فساد افگند.
🌷↩خطاب در اين آيه، متوجه كل مكلفان و در رأس آنان، پيامبر اكرم صلّی الله علیه و آله و سلّم است.
💧📌إِنَّ الَّذِينَ اتَّقَواْ إِذَا مَسَّهُمْ طَائِفٌ مِّنَ الشَّيْطَانِ تَذَكَّرُواْ فَإِذَا هُم مُّبْصِرُونَ (201)
🌻↙«در حقيقت، متقيان چون وسوسهاي از جانب شيطان بديشان رسد، خدا را به ياد آورند» يعني: عظمت امر و نهي پروردگارشان را بهياد ميآورند «و بناگاه بينا شوند» يعني: بيدار ميشوند و ميدانند كه اين خيال و خطره شيطاني است لذا خود را از نافرماني خداي سبحان باز داشته بر شيطان ميشورند و او را نافرماني ميكنند. وسوسه شيطان: آراستن گناه و دستور دادن او به انجام بدي در هنگام خشم است. طائف: يعني وسوسه طوافگر زيرا وسوسه القايي از سوي شيطان است كه به وسوسه خيال شباهت دارد، بر انسان سرك ميكشد و چون طوافگري بر گرد او ميتند.
*(سُبْحَانَ اللَّهِ وَبِحَمْدِهِ، سُبْحَانَ اللَّهِ الْعَظِيمِ».بخارى:7563)*
*(بِسْمِ اللَّهِ الَّذِي لَا يَضُرُّ مَعَ اسْمِهِ شَيْءٌ، فِي الْأَرْضِ، وَلَا فِي السَّمَاءِ، وَهُوَ السَّمِيعُ الْعَلِيمُ»صبح وشب3بار(ترمذی (۵/۱۲۳)*
::::::::::::::::::::::::::::
*✍ان شاءالله ادامه دارد......👉🏻*
*📚تفسير انوار قرآن سوره اعراف از آیه شریفه (189تا201)نوشته:عبدالرووف مخلص📚*
*(تنظیم و نشر مسافر)*
*📱اشتراک؛+639380261426📲*
*گروه وکانال.بیاناتی فرهنگ اسلامی*
*⚠️🌏حذف آدرس گروها و کانالها دور از اخلاق اسلامی و بر خلاف قوانین رسانهای میباشد🌍⚠️*
*https://t.me/gmohammaade*
*کتابخانه؛*
*https://t.me/kittab_khanhe_gmohammade*
*فیسبوک*
*www.facebook.com/groups/870295356372685/*
*صفحه*
*www.facebook.com/muosafer*
*وبسایت؛*
*http://gmohammade.blogfa.com*
🌷💧🌼✅🌷✅💧✅🌺 🌼💧🌷
موضوعات مرتبط: تفسیر قرآن کریم با تنظیم و نشر مسافر
آداب قاضی
کسى که براى پیروزى فرمان خدا بجنگد مجاهد فى سبیل الله مىباشد
اجر و ثواب کمک به مجاهدینى که در راه خدا جهاد مىکنند،
عید سعید قربان بر تمام مسلمین جهان مبارک باد.1402/4/8
پیام تبریکی مناسبت عید سعید قربان مدیریت بیاناتی فرهنگ اسلامی
تفسیر سورة الروم قسمت 3 از آیه شریفه 14تا19
تفسیر سورة الروم قسمت 2 از آیه شریفه 8تا13
تفسیر سورة الروم قسمت 1 از آیه شریفه 1تا7
تفسیر سورة العنكبوت قسمت 17 از آیه شریفه 67تا69
تفسیر سورة العنكبوت قسمت 16 از آیه شریفه 62تا66
تفسیر سورة العنكبوت قسمت 15 از آیه شریفه 56تا61
تفسیر سورة العنكبوت قسمت 14 از آیه شریفه 51تا55
تفسیر سورة العنكبوت قسمت 13 از آیه شریفه 48تا50
تفسیر سورة العنكبوت قسمت 12 از آیه شریفه 46تا47
تفسیر سورة العنكبوت قسمت 11 از آیه شریفه 43تا45
تفسیر سورة العنكبوت قسمت 10 از آیه شریفه 40تا42
تفسیر سورة العنكبوت قسمت 9 از آیه شریفه 34تا39
تفسیر سورة العنكبوت قسمت 8 از آیه شریفه 29تا33
تفسیر سورة العنكبوت قسمت 7 از آیه شریفه 24تا28
تفسیر سورة العنكبوت قسمت 6 از آیه شریفه 20تا21







